تبليغاتX
معلم
عمه جان اگر هنوز شروع به نوشتن نمی کنم برای آن است که

خودتان سر رشته کلام را به من بدهید...

اماا مشب نمیشود عید  عمه جانم باشد و عیدی ندهم...

...القاب عمه خانوم...... عیدی سید جواد ذاکر  باشد به همه

عاشقانش...

صدیقه الصغری--العصمت الصغری--ولیه الله العظمی--ناموس

الکبری --الراضیه بلقدر و القضا --امینه الله --عالمه غیر معلمه

فهمه غیر مفهمه--محبوبه المصطفی --قره عین المرتضی --

نائبه الزهرا--شقیقه الحسن المجتبی--شریکه الحسین --

زاهده --فاضله --عاقله --کامله --عامله --عابده -- محدثه--

مخبره موثقه -- کعبه الرزایا --مظلومه وحیده --عقیله القریش --

اباکیه الفصیحه و البلیغه والشجاعه --عقیله خدر الرساله --

رضیعه ثدی الولایه ...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:13  توسط   | 

ای صاحب اسرار حسینی...

شب میلاد تو و باز این دلتنگی عجیب برای شما...

میخواهم در این دفتر و در این نوشته ها از شما بنویسم...

ای عقیله عالم خلقت...

ترادف عجیبی است بین تو وهر دل شکسته ...

پس مرا یاری کن تا بتوانم از تو بنویسم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 18:9  توسط   | 

بنام خداي خون و عطش

روز چهلم سيد جواد ذاكر مي خواستم يه وبلاگ بزنم و از سيد بنويسم ولي

 نشد ...

اونموقع نفهميدم چرا نشد...ولي امروز خوب ميدانم چرا؟

در آستانه ميلاد دختر بزرگوار حيدر نوشتن اين وبلاگ را آغاز كرده و آنرا از

طرف سيد محمد جواد ذاكر مداح مخلص و با صفاي سيد الشهدا تقديم

ميكنم به خانم زينب كبري سلام الله عليها....

و تا وقتي اين دفتر باز باشد و ورقي و سطري براي نوشتن داشته باشد از

حضرتش خواهم نوشت....

اداي دين محسن خدا باشد به روح والاي سيد محمد جواد ذاكر كه استاد 

 بنده در طريق معرفت و محبت اهلبيت عليهم السلام بودند...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:56  توسط   |